: سفالین
روزمرگی
                            <<عاقبت بودنم شد! آدمی را دمیدند...آااه باران نمیداند اینرا: آدمی سفالی قدیمیست>>
پیشینه
شنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1386
نسل سوخته(۱)

Image and video hosting by TinyPic

 

تازه رسته ام...

نمیدانم کدامین سبب باعث شد تا دانه وجودم در خاک کویر دفن گرددو کدامین بیابانگرد خسته خود را در کنار دانه وجودم سیراب کرد تا چکیدن آب از سفالین شکسته اش باعث سیراب شدن خاک وجودم گردد.

اینک سر از خاک بیرون آورده ام.

بستر وجودم کویر-بر فراز ساقه ام آسمان و در همسایگیم خاری پیر که با لبخندی تلخ رویشم را به نظاره نشسته است.نمیدانم چه آینده ای مرا در خواهد نوردید .هر از گاهی باد خشک و سوزان کویر صورتم را نوازش میدهد.شاید هم تولدم را به سخره گرفته است... میوزدو مینالد.گوشهایم از غرش آوای مهیبش به درد آمده .

از دور ارابه ای عظیم به سویمان می آید.زوزه کشان. آوایش حتی از صدای باد صحرا خشنتر .

میبینم که خاک را چگونه به هر سو پرتاب میکند .هر لحظه به ما نزدیکتر میشود. خار خود را برای رفتن آماده میکند و...

دستانی قوی و بی احساس ریشه اش را گرفته از زمین جدا میکند.من نیز منتظرم.

چه عمر کوتاهی...

اما !!!

 انگار مرا ندید.

ادامه دارد...

 

                                                        

 


پنجشنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1386
زیر زمینیها یا مجوز گرفته ها!کدام بهتر است؟

 

بحث داغ اینروزهای موسیقی: موسیقی زیر زمینی یا مجوز

به موسیقیهای ترنس و هاوس موسیقیهای آندر گراند یا زیر زمینی میگویند که البته مربوط به موسیقی محکم و ریشه داریست و هنوز هم وقتی تی اس تو-یاهل یا خیلیهای دیگه ای که اصالت اولیه این نوع موسیقیو حفظ کردند گوش میکنی  حتی اگر شناختی هم از آن نداشته باشی میفهمی آندر گراند یعنی چه.

---------------------------->

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

و اما اینور آبها...

موسیقی زیر زمینی تازگیها داره روی خودشو نشون میده !با این تفاوت که اینجا زیر زمین یعنی بدون شناسنامه و روی زمین یعنی شناسنامه دار و مجوز گرفته...از موسیقی زیر زمینی در اینور آب میگذرم چون مقوله دیگریست که بعدها به آن میپردازم.

میخوام برم سر اصل مطلب:...شادمهر عقیلیو که حتما یادتونه؟؟؟ در فیلم پر پرواز بی خبراز همه جا  آینده هنری خودش رو بازی کرد!!! اونجایی که گفت حالا میبینید من کاستم رو انتشار میدم یا نه!!!

و حالا شادمهر اونور آبها و در اینور آبها به راحتی شبه شادمهرهارو ساختند و به راحتی هم شناسنامه دار شدند!!!

براستی چیست راز این خواستنهای خودخواهانه؟که اگر خواستند خودشان قابله های ماهر میشوند که دست صد دکتر معروف رو هم از پشت میبندند و به ظاهربزرگی را به دنیا می آورند که از قبل شناسنامه هم دارد و اگر نخواهند بزرگی را آنچنان از صفحه روزگار محو میکنند که گویی هرگز نبوده!!!!!!!!!!

اما آیا این بزرگ به دنیا آمده ها روزی دستشان رو نخواهد شد که تنها کپی برداری از دی ان ای نوزادانی بودند که روی پای خود جان گرفتند و بزرگ شدند؟بدون شناسنامه ماندند و مجبور به تهیه گذرنامه تقلبی شدند؟؟؟  

 (اشاره ای نقد وار به انتشار شناسنامه دار آلبوم کما از آقای حمید عسگری)


چهارشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1386
شب شیشه ای با مشکی پوش

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

شب شیشه ای امشب تقریبا شفاف بود اما با پوششی مشکی...

از شب قبل آقای رشیدپور تبلیغ کرد که برنامه ی فردا رو حتما ببینید! دیدنیه و البته در مقابل چشمان پرسشگر جناب آقای رادان رئیس پلیس تهران متذکر شد:مثل برنامه امشب...

بگذریم

امشب رسید نشستم پای برنامه که دوباره شروع کرد :برنامه امشبو حتما ببینید و به دوستانتان هم خبر بدهیدو بعد:

یک شب بارونی بسه برای از نو تر شدن

خوب .معرفی کاملی بود...بله مهمان برنامه رضا صادقی بود.

-آقای صادقی؟ چرا مشکی؟

-خوب چون مشکی رنگ عشقه!!! یادم رفت بگم سوال برنامه مطرح شد.تلفن همراهم آماده بود که تا مطرح شد اس ام اسو روانه برنامه کنم.با خودم گفتم حتما اگه اولین نفر نباشم سومیم!

کارهای آقای صادقیو چطور ارزیابی میکنید۱ :عالی ۲ ...۳...خلاصه سریع عدد ۱ رو انتخاب کردمو فرستادم که رشیدپور اعلام کرد ۷۲۴ نفر در لینک باکس ثبت شده!!!(یه همچین چیزایی)

خوب دیگه اینم از مزایای محبوب بودنه!شایدم مشهور بودن.

دلایل رضا صادقی برای علاقه اش به رنگ مشکی شنیدنی و عجیب بود...رضا اصلا لهجه جنوبی نداشت.(یاد ناصر عبداللهی بخیر)خانه کعبه و عشق الهی اولین دلیلش بود.دلیل دومو که کمی دور از دانسته های ما بود رمی جمرات!!!!و حجرالاسود که البته ربطشونو به هم نمی دونم عنوان کرد و خلاصه صحبت از بیلبورد نکردن و شعار نبودن تفکر سلطان مشکی پوش ما بود...

چهره رضا شیرین و دوست داشتنی بود.نمی دونم یه جور حجب که سعی میکرد همواره در کلام و سیمایش محفوظ بمونه...اعتراف میکنم که اجرای زنده اش حرف نداشت:نمیتونم ببخشمت...

صراحت بیان رضا شیشه ای بود. اونجوری که طرفداراش دوست دارن.و از جمله خود من .

بلاخره رسید به صحبت راجع به همشهری رضا یعنی:

 زنده یاد   ناصر عبداللهی

و چه زیبا گفت رضا که ناصر خوندنی نیست و موندنیه...

شنیده ام هموطنان جنوبیه ما خونگرمند.رضا هم بود و دیدم امشب که خونگرم هست.اما سادگی ناصر عبداللهی مثال زدنیه!بعضی وقتها فکر میکنم شاید آدمهای ساده و صادق توان ماندن ندارند یا اگر دارند نمی گذارند بمانند! شاید او را هم برای همین نگذاشتند...یادش جاوید

رضا گفت که می خواست برود و نباشد !؟!؟مثل شادمهر... و چه خوب که علی انصاریان صمیمیترین دوست اوست و نگذاشت برود با گفتن جمله ای بزرگ:

                      خانه کوچک بابا بهتر از خانه بزرگ بابای همسایه است

و رضا ماند با همین جمله و من به سهم خودم از علی انصاریان متشکرم...


سه شنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1386
باید پارو نزد

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

اونروزا ما دلی داشتیم

 واسه مردن جونی داشتیم

واسه بردن کسی بودیم کاری داشتیم   پاییزو بهاری داشتیم

تو سرا ما سری داشتیم    عشقیو دلبری داشتیم

کسی آمد که حرف عشق رو با ما زد...

همه ما یه روزی عاشق شدیم نه؟ شایدم بعضیهامون یه روزی عاشق  بشیم ...

اما به نظرم این مهمه که اون کسی که برای اولین بار حرف عشقو با ما میزنه -دلمونو با خودش به کجا میبره و چقدر ارزش داره که بخاطرش دریای طوفانیو به جون بخریمو پارو نزنیم...

باید پارو نزد وا داد   باید دل رو به دریا داد...

خودش میبردت هر جا دلش خواست    به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...


دوشنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1386
سلام

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

سلام...

شاید دیگر بتوانم ناگفته هایم را با تو قسمت کنم

تویی که نمیشناسمت...آیا همراهیم میکنی؟؟؟


دوستداران سفالین: Free Image Hosting at allyoucanupload.com 29117


دست نوشته ها